پاييز و تابستون سال گذشته پيش نويس آيين نامه کار حرفه اي روزنامه نگاري، توي يه هيئت کارشناسي شد و عجيبه که توي همون هيئت اساتيدي بودند که لحظه اي حتي فکرش رو هم نمي تونيد بکنيد که اين چرنديات رو به عنوان آيين نامه کار حرفه روزنامه نگاري تأييد کرده باشن. تنها اتفاقي که افتاده اينه که وزارت ارشاد از اسم و عنوان اين اساتيد براي طرح يه فيلتر تازه با يه عنوان قشنگ و هيجان انگيز سوء استفاده کرده.
بدون شک اين پيش نويس توي کميسيون فرهنگي مجلس تأييد نمي شه اما در حاشيه اين طرح مسئله، اتفاق ديگه هم افتاد که مشخص شد انجمن صنفي روزنامه نگاري خيلي رسميتي در کشور نداره که بخواد دستي به آتش اين آيين نامه ببره. با اينکه اساتيد هميشه به داشتن اين آيين نامه تأکيد داشتند حالا با شرايط جديدي رو به رو شدند که ترجيح مي دن در کنار روزنامه نگارا قرار بگيرن و با تدوين هر جور آيين نامه اي که فضاي روزنامه و روزنامه نگاري رو به دولت گره مي زنه مخالفت کنن. قانون نويسي ما انقدر ايراد داره که جايي براي آيين نامه نوشتن نمي گذاره.
با اينکه دولت جديد به ضعف اطلاع رساني متهم شد و بعد دستوري به آگاهي دهي در مورد اقدامات دولت رسيد، هنوز هم که هنوز دست و دل خيلي از مسئولين براي اطلاع رساني مي لرزه. براي همينه که مي خوان کارت هويت خبرنگار رو خودشون توي هيئت خودي ها توي وزارت ارشاد ارائه بدن. براي همينه که بندي به وظايف روزنامه نگار اضافه مي کنن که نظر شخصيش رو در مطلب اعمال نکنه در حالي که اساسا توي همين آيين نامه روزنامه نگاري فعاليت فکري محسوب مي شه. چطور مي شه فکر کرد و نظر نداد؟ چطور مي شه نظر شخصي در مطلب اعمال نشه؟
ايرادهايي از اين دست و در موضوعات مختلف انقدر زياد است که آدم رو آماده مي کنه که از خير اين آيين نامه بگذره.