| |
تصور کن دوشنبه - ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ تصور کن سيد محمد خاتمي پيشنهاد حضور خانمها در استاديوم رو مي داد . تصور کن تلويزيون خصوصي در دولت خاتمي . تصور کن الان خاتمي رئيس جمهور بود .
| |
بارون مي ياد ديدي؟ جمعه - ۸ ارديبهشت ۱۳۸۵ وقتي بارون مي ياد ... دلم مي خواد به همه چيزهاي مشکوک اعتماد کنم . وقتي بارون مي ياد... دلم مي خواد همه اخبار دنيا رو فراموش کنم . يادم بره که کيم ، چه کاره ام ، چطور زندگي مي کنم . وقتي بارون مي ياد ... دلم مي خواد راه برم و از خيس شدن نترسم . دلم مي خواد دنيا رو يادم بره . وقتي بارون مي ياد دلم مي خواد عاشق بشم ... | |
دومين کنفرانس خبري دوشنبه - ۴ ارديبهشت ۱۳۸۵ امروز دومين کنفرانس خبري رئيس جمهور برگزار شد . سئوالات متعدد خبرنگاران ! زنان مي توانند به استاديوم بروند . زناني که حالا حجابشان کامل شده مي توانند به استاديوم بروند . گور باباي فرهنگ استاديوم نشين ها که دهنشان را باز مي کنند و چشمشان را مي بندند و فحش مي کشند به هر کس و هر چيز که دلشان بخواهد . دومين کنفرانس خبري رئيس جمهور برگزار شد . سئوالات متعدد خبرنگاران ! | |
تعريف حجاب يکشنبه - ۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ مانتوهاي خود را از جنسهاي هر چه کلفت تر انتخاب کنيد . نمد ، گوني و ... ميزان مصرف پارچه را بالا ببريد . 20متر ، 21 متر تا حدي که در لباس گمو گور شويد . و حتي گاهي مجهول الهويه بمانيد . رنگ لباس خود را مشکي و رنگهاي تيره تر انتخاب کنيد . اگر تيره نداشتيد روي لباس گل بماليد که جلب توجه نکند . روسري خود را ... . واهمه داشتم از اينکه يه روزي دولت مجبور بشه حجاب زنان رو تعريف کنه . شک ندارم که کار به جاهاي باريک مي کشه ! | |
دلتنگم جمعه - ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ مي شه توي اين روزنوشت از خودم بنويسم ؟ بدون اينکه به ارزشهاي خبري تکيه داشته باشم ؟ بدون اينکه به هيچ قالبي تکيه داشته باشم ؟ دلتنگم . از عادتهاي مدام زندگي دلتنگم . دلم مي خواد از اين قيدها رها بشم . راسته ! که به هر آدمي که زنجيرش رو پاره مي کنه، نمي شه گفت زنجيري . | |
زير سايه شما پنجشنبه - ۳۱ فروردين ۱۳۸۵ مي پرسند دوستان که کجايي نيستي ؟ اين روزها همه حرف مي زنن ما کم آورديم ترجيح داديم حرف نزنيم . به اميد خدا دنيا بر وفق مراد است . همه خوشحالند انرژي هسته اي دارند . حق مسلم دارند . تروريستها را مي کشند . دانشجويان فرانسوي پدر شيراک را در مي آورند . دانشجويان ايراني پدرشان در مي آيد . گنجي آزاد مي شود . شکوري راد حال مشارکتي ها را مي گيرد . بد حجاب هاي بي پدر به سزاي اعمالشان مي رسند . خلاصه که زير سايه دوستان همه چيز خوب است . خدا اين حال خوش را از ما نگيرد . الهي آمين . | |
سالروز در گذشت صادق هدايت و محسن صبا چهارشنبه - ۲۳ فروردين ۱۳۸۵ ۱-هدايت در ۲۳ فروردين ۱۳۳۰ با گاز خودکشي کرد و در پاريس به خاک سپرده شد. وي در ۱۲۸۱ در تهران به دنيا آمد . در دارالفنون تحصيل کرد و در ۲۶ سالگي به اروپا رفت . هدايت دوباره به ايران بازگشت و در ۱۳۱۵ از طرف وزارت امور خارجه راهي هندوستان شد. وي سپس مجددا به ايران بازگشت و به ترجمه و داستان نويسي پرداخت . هدايت دوباره در ۱۳۲۹ و تا زمان مرگ در اين شهر زندگي کرد . ۲- محسن صبا استاد و نويسنده معاصر ايراني است که پس از تحصيل در دارالفنون به فرانسه رفت . وي پس از دريافت درجه دکتراي حقوق به ايران برگشت و به تدريس پرداخت . دکتر صبا موسس گروه ملي کتابشناسي ايران و کميته بايگاني ملي وابسته به يونسکو بود . از مهمترين آثار وي کتابشناسي گلهاي حافظ ترجمه سفرنامه هاي مختلف و اصول فن کتابداري است . | |
خبر آمد خبري در راه است شنبه - ۱۹ فروردين ۱۳۸۵ خبر آمد خبري در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شايد اين جمعه بيايد شايد پرده از چهره گشايد شايد دست افشان پاي کوبان مي روم بر در سلطان خوبان مي روم مي روم بار دگر مستم کند بي سر و بي پا و بي دستم کند
| |
پيکر پيکرتراش در خاک دوشنبه - ۱۴ فروردين ۱۳۸۵ صنعتي زاده درگذشت . ديده بودم تصوير تنديس دستانش را . دستاني که خلق مي کرد به خاک پيکري . و قدرش بسيار بود و ناشناس . اکنون به همين سادگي پيکر بي جان پيکرتراش به خاک سپرده مي شود . آنجا که با آن زندگي کرد . | |
زلزله جمعه - ۱۱ فروردين ۱۳۸۵ دوباره در يکي از شهرهاي ايران زلزله آمد . امروز صبح ، توي تعطيلات عيد ، زمين لرزيد و طبق آخرين اطلاعات 50 نفر کشته داشت و 850 نفر مجروح شدند . از تکرار متنفرم . | |
خود ...خود ...خودخواهي پنجشنبه - ۱۰ فروردين ۱۳۸۵ نمي دونم که روانشناسهاي بزرگ براي داشتن يک زندگي بهتر چه پيشنهادي مي دن . من براي زندگي بهتر يه پيشنهاد مي دم . براي خودمون زندگي کنيم . اونجايي که قدر احساس آدم دونسته مي شه ، اونجايي که با هر کسي محترمانه برخورد مي شه ، اونجايي که مهم واقع مي شيم ، اونجايي که به واقع دوست داشتني هستيم ، اونجايي که آرامش هست ، تنها در روح خود انسانه . خود خودمون و نه هيچ کس ديگه . پس خوبه که براي خودمون زندگي کنيم نه براي ديگران . خودخواهي در ذات همه انسانهاست مگر عرفا . | |
دو رئيس جمهور شنبه - ۵ فروردين ۱۳۸۵ سالنامه شرق مقاله اي رو با عنوان دو رئيس جمهور منتشر کرده . اين نوشته مربوط به سرويس سياسي بود و توسط فرنوش اميرشاهي نوشته شده . مقايسه قشنگي بود . مفهوم عميقي داشت . اگر چه که درک مفهوم کاملا نسبي است اما کساني که هنوز هم خاتمي را رئيس جمهوري تأثيرگذار در تاريخ ايران مي دانند حتما از اين نوشته لذت خواهند برد . | |
ماهي گلي آزاد شد دوشنبه - ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ به گزارش خبرنگار ما در سطح شهر تهران فروش ماهي گلي آزاد شد . بر اساس اين گزارش وجود بيماري هايي از جمله هپاتيت ب ، آنفلانزاي ماهي، وباي مرغي، ايدز و بيماري هايي از اين قبيل ماهي گلي ها را تهديد نمي کنند . اين لذت تمام را که تداعيگر کودکي است مي توان به غايت تجربه کرد . مي ترسم هفت سين يه روزي فراموش بشه . | |
روز جهاني دزدي دوشنبه - ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ يه اس ام اس رسيد که اگر دزد بودي از من چي مي دزديدي ! من جواب تمام اس ام اس ها رو دادم و به اين نتيجه رسيدم که من آدم خوش اشتهايي هستم ! دوربين الهه ، ناخن الهام، سه تار و مجموعه آلبومهاي شجريان مجيد، موبايل احسان، آي پاد عباس ، ماشين بابک . من يه دزد واقعي هستم ! چون احساس کسي چشم ندارم . کسي دلش برام نسوخت؟ | |
اينجا ما منتظر بهاريم شنبه - ۲۷ اسفند ۱۳۸۴ سلام . اينجا همه ما منتظر بهاريم . سالهاست که ما مي نشينيم تا بهار بيايد . هر سال بهار مي آيد اما کسي متوجه آمدنش نمي شود . امسال ما چشم انتظاريم . واي اگر بهار بيايد ... | |
تا آزادي! جمعه - ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ قرار بر اين بود که 26 اسفند ماه اکبر گنجي از زندان آزاد شود . به گزارش خبرگزاري کار ايران (ايلنا) روز آزادي گنجي ، 10 فروردين ماه است . اما آيا به واقع اين روز ، روز آزادي اوست . رهايي از ميله ها تنها بخشي از ماجرا ست . رهايي از انديشه ها بسيار دشوار مي نمايد . تغيير نگرش بسي دشوار است . تا آزادي آيا واقعا تنها 13 روز مانده است . | |
تيتر يک پنجشنبه - ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ امروز چه خبر بود؟ گنجي آزاد مي شود؟ جنگ اتفاق مي افتد ؟ اصلاحات چه شد؟ خاتمي چرا به فعاليتهاي بين المللي روي آورد؟ امروز هيچ چيز نمي دانم . تيتر يک زندگي من اندوه بود . شب جمعه پايان سال . تمام احساسم تنها يک چيز بود . وداع . به هر چيز و هر کس . تيتر يک امروز را ثبت مي کنم بر جريده ذهنم . "شايد ديگر نباشم" . نه در اين فضا که در تمام هستي مجازي و حقيقي . | |
خطر! چهارشنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ آلفرد يعقوب زاده در فلسطين به عنوان گروگان گرفته شده . ياد کاوه گلستان افتادم . وجه مشترک هر دو اونها در هنر عکاسيه . اما اميدوارم که عاقبتشون يکي نباشه . شهامت آدمهايي رو که وسط خطر زندگي مي کنن تحسين مي کنم . اوريانا فالاچي وسط جنگ ويتنام . ياد آدماي زيادي مي افتم که برام باشکوهند . | |
چهارشنبه نه حتي صوري سهشنبه - ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ يه کوچه بن بست داشتيم و يه گروه از بچه هاي هم سن و سال که از سال قبل باهم قرار گذاشته بوديم تا برگه هاي امتحاني خودمون رو جمع کنيم و شب چهارشنبه سوري آتيش بزنيم . شب چهارشنبه آخر سال دست همه ما رو مي شد . اما هيچ وقت فرصت نمي شد که همديگرو به خاطر نمره تک يا بيست مسخره کنيم . زير آتيش برگه هاي امتحانيمون سيب زميني مي ذاشتيم . داغ مي شد . پوستش مي سوخت اما مغزش نمي پخت . حالا هر کدوم از هم خنده ها و هم گريه هاي کودکي پي سرنوشت خودش رفته . حالا چهارشنبه سوري لذت اون روزا رو نداره . حالا چهارشنبه آخر سال حتي صوري هم سروري نداره . امشب دلم براي همه همبازيهام که دورا دور ازشون خبر دارم تنگ شد . | |
جنايت و مکافات دوشنبه - ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ هنوز هم با ديدن تصوير او دلم مي لرزد . مي دانم که سياست را نبايد با هيچ احساسي عجين کرد اما انسان بودن خودم و او را هرگز نمي توانم انکار کنم . سالروز ترور سعيد حجاريان . روزهاي سوم دبيرستان بود . گوشه کتاب ادبياتم نوشتم "تروريست فقط سه سال از من بزرگتر است" . مدتي گذشت . تروريست در مقابل دانشگاه تهران مشغول گرفتن عکس از درگيري ها بود . سعيد حجاريان زندگي کرد . تروريست زندگي کرد . اما در انتها هم جنايت بر عليه حجاريان بود و هم مکافات . | |
شب خوش ديکتاتور! يکشنبه - ۲۱ اسفند ۱۳۸۴ دنيا ترجيح داده است که گذشته خود را با حذف ديکتاتور ها تغيير دهد . دادگاه صدام . مرگ يا خودکشي شايد هم قتل ميلوسويچ . جنگهاي کرواسي ، کوزوو ، بوسني . تاريخ قتل عامها و نسل کشي ها را فراموش نخواهد کرد . تاريخ ديکتاتورها را فراموش نخواهد کرد . تاريخ آزاديخواهان (اتپور) در زمان ميلوسويچ را هم فراموش نخواهد کرد . مرگ ميلوسويچ هم از همان تصميماتي است که براي دنيا گرفته شده و به هر نام و شکلي اجرا مي شود چون قدرت اينطور مي پسندد . مرگ آمد . به در کوبيد و گفت: شب به خير آقاي ديکتاتور ! زندگي يک ديکتاتور تمام شد . زمان فرمانبري دير يا زود فرا مي رسد . | |
روز زن ، نه! شنبه - ۲۰ اسفند ۱۳۸۴ هشتم مارس بود . طبق قاعده به روز نوشتن بايد از روز جهاني زن مي نوشتيم . اما تا زماني که مرد و زن از هم جدا مي شن و هر کدوم به دنبال برتري يا حقوق خودشون مي رن ، تنها مفهومي که به شدت آسيب مي بينه ، انسان بودن . انسانيت . خدا ما رو کنار هم آفريد تا همديگرو تکميل کنيم . ما فقط داريم با هم مي جنگيم . تا شايد يک روز حقوق از دست رفته خودمون رو به دست بياريم . روز زن ، نه ! قبول ندارم . | |
موکوشله جمعه - ۱۹ اسفند ۱۳۸۴ عزيز ميليون دلاري . يک سال مي گذره اما من تازه تونستم اين فيلم رو ببينم . توي هيجان يک مسابقه خشن فقط يه حس ساده مي تونه به پيروزي کمک کنه . توي بهبهه زندگي کردن و مردن فقط يه حس ساده مي تونه بهترين انتخاب رو تعيين کنه . حسي که هميشه داريم يدک مي کشيم و گاهي انکار مي کنيم . گاهي پنهان مي کنيم . گاهي از اين حس مي ترسيم اما اين بهترين حسه . عشق . ساده ساده ساده . موکوشله اسم بوکسور اين فيلم است . موکوشله يعني عزيز من ... خون من . | |
بازار نمايش داغه چهارشنبه - ۱۷ اسفند ۱۳۸۴ مي دونم يه کم دير شده اما شرمنده . اسکار رو مي گم . شايد مقايسه درستي نباشه اما احساس مي کنم که اهداي جوايز اسکار به اندازه سيمرغ بلورين امسال توي ايران بي معني بود . معمول هر سال بود که نتيجه گلدن گلاب در اسکار تأثير مستقيم داشته باشه . امسال برخلاف باور من کوهستان بروک بک تنها جايزه مهمي رو که به خودش اختصاص داد کارگرداني آنگ لي بود . مثل چهارشنبه سوري که از خيلي جوايزي که حقش بود محروم شد . مقايسه هام يه ايرادي داره . مگه نه ؟! اين روزا بازار نمايش داغه . ما طرفدار فيلمهاي دفاع مقدسيم . اونا طرفدار مقابله با نژاد پرستي . همه مشغول بازي در سناريويي هستند که براشون نوشته شده . | |
کجا بوديم ...کجاييم سهشنبه - ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ اين روزها شنيده مي شه که اصلاحات دچار انفعال شده . اما من فکر مي کنم که اينطور نيست اصلاحات منفعل نيست حالا تازه احساس مي شه که ما چقدر به رفورم نياز داشتيم و داريم . با شرايط فعلي اهميت اين روند داره درک مي شه . نوستالژي خوبه . جواب مي ده . | |
| |