کافه تيتر بودم . امروز با حضور جمعي از اساتيد کافه تيتر افتتاح شده بود . کافه اي که مي گن پاتوق روزنامه نگار ها مي شود . بعد از ظهر من هم سري زدم . مي شد حدس زد . شلوغ بود . گودو کافه تئاتريها . تيتر کافه روزنامه نگارها . نادري کافه روشنفکرهاي سنتي . راستي مي گويند مارکس هم از يک کافه در مسکو مارکس شد . آن روزها انگلس هم بود باهم مانيفست را نوشتند . اين روزها ... .
وقتي از کوچ پرستو سهم من فقط پريشاني است وقتي از شراب احساسش سهم من بي اعتنايي است وقتي از هجرتش سهم من جدايي است چه کار آيد عشق که سهم اين دل تنهايي است.
- اميد دارويي است که شفا نمي دهد اما درد رو قابل تحمل مي کند. - انديشه دريايي است که مرواريد آن فلسفه و فرزانگي است. - دليل اين که نمي خنديد اين نيست که شما پير شده ايد. شما پير شده ايد چون نمي خنديد. - همه نمي توانند کارهاي بزرگ انجام دهند اما همه مي توانند عشق را بر قلب ديگران تحرير کنند.
امروز خدا دلش با من بود . کنارم نشست . با من اشک ريخت . به حرفهايم گوش داد . به من اعتماد به نفس داد . آرام که شدم . با من خنديد . خدا امروز به دل من راه اومد تا کي من به دل خدا راه بيام .
- يکي از مهمترين راههاي صرفه جويي در زمان، استفاده از تجارب ديگران است. - زندگي همان چيزي است که تو، خود ان را بنا مي نهي. - آنکه نتواند بپرسد، نمي تواند زندگي کند. - کسي که از کار خود مي گريزد، از زندگي مي گريزد. - محبت از درخت آموز که سايه بر سر هيزم شکن دارد.